|
۱۳۸٩/٤/٧
اعوجاج!
دوستان می دانند که اهل جنجال نیستم. اما لازم دیدم به ماجرای پیرامون دانشگاه ازاد گوشه چشمی داشته باشم. اولا من با ورود مجلس به موضوع دانشگاه ازاد مخالف نیستم. و معتقدم آنچه مجلس انجام داد در حیطه اختیارات مجلس هست. در عین اینکه معتقدم مصوبه مجلس با قانون اساسی در تعارض است. و اساسا فلسفه وجودی شورای نگهبان بر سر همین قوانینی است که مجلس دانسته یا نادانسته بر خلاف قانون اساسی تصویب می کند. اما کاری به اینها ندارم. می خواهم وارد بحثی شوم که این روزها بسیار داغ شده و آن هم موضع گیری جناب دلخوش نماینده شهرستان صومعه سرا است. بعد از این موضع گیری جنجالی صدای آقایان تهران نشین در آمد که آقای دلخوش را از فراکسیون اصولگرایان مجلس اخراج کنید. و اینکه ایشان اصولگرا نیستند. اولا من از این اتفاق نا خرسند نیستم به هر حال اتفاقات اخیر موجب شد که چهره ی بسیاری از آدمها روشن شود و آقای دلخوش یکی از آنهاست. اصولگرایان گیلانی با آقای دلخوش به خوبی آشنا هستند. آقای دلخوش موضع گیری های شفافی در استان ندارد، عملکرد شفافی هم ندارد از دوستان صومعه سرایی تان اگر بپرسید که رفقای آقای دلخوش چه کسانی هستند. به خوبی دستتان می اید که روابط آقای دلخوش در شهرستان با چه طیف گسترده ای است و چه دوستان جالبی و متنوعی! دارند. کاری به این هم ندارم. این که جناب دلخوش خودش را اصولگرا معرفی می کند برای من همیشه سنگین بوده است. نگاه کنید وقتی یک نماینده در استان از مسئولین مساله دار و غیر اصولگرا حمایت می کند و اتفاقا نیروهای حزب اللهی استان از جانب وی مورد فشار واقع شوند نشان می دهد که این نماینده فقط یک برچسب اصولگرایی دارد. وقتی نماینده ای تمام هم و غمش حذف چهره های موثر اصولگرای رقیب می شود. این نشان دهنده آن است که نماینده مذکور اصولگرا نیست. وقتی در یک پرونده فساد مالی در یک شهرستان به کرات نام نماینده شهرستان تکرار شود، این مساله یک نیروی اصولگرای هوشمند را هشیار می کند که در اصولگرا خطاب کردن طرف خودش دقت به خرج دهد. من از اینکه جوانان گیلانی تصمیم گرفتند که در مقابل دفتر اقای دلخوش تجمع کنند بسیار خوشحال شدم اگر چه از پیش به دلایل عدیده میشد حدس زد که چنین تجمعی هرگز رخ نخواهد داد. همان بیانیه هم که در نماز جمعه صومعه سرا قرائت شد خودش حرکت بسیار جالبی است. نمایندگان ما در شهرستان ها موضع گیری هایی می کنند و از برخی افراد حمایت می کنند که اعتراض همه دلسوزان را بلند می کند اما هیچ ساز و کاری برای مقابله با این گونه از موضع گیری های نمایندگان خودمان نداریم. یعنی ما بعد از رای دادن به نمایندگان هیچ گونه ابزاری برای هدایت و کنترل آدمی که نماینده ماست نداریم. نه جلسات پرسش و پاسخ و نه دست رسی های مستقیم و نه چیز دیگری. نمایندگان قبل از اینکه نماینده بشوند برای دیدن نیروهای اصولگرا به هر دری می زنند و بعد که نماینده می شوند دیگر خبری از آنها نیست. خود من نسبت به عدم فعالیت نمایندگان رشت و کلا استان حرف های جدی دارم ولی دریغ از یک سایت مناسب و با شخصیت که شما بتوانید ارتباط برقرار کنید. بهترینش شاید همین سایت برادر دلخوش باشد که البته تبلیغات مربوط به فروش مسکن هم تویش هست! اینها که گفتم به این معنا نیست که دلخوش نماینده فعالی نیست اتفاقا آدم فعالی ست.و با همین فعالیت هم می تواند یک روز طرح وقف دانشگاه آزاد را بیاورد توی صحن مجلس و پس فردا طرح باز پس گیری طرح قبلی را و در هر دو هم پیشتاز و لیدر باشد ! رفقا این جور حرکت کردن، اعوجاج است. در مسیر مستقیم نیست. کج و لوچ است. دلخوش درست زمانی که صحبت از دوم خردادی بودن در عمل می کرد با اصولگرایان هم لاس می زد. به هر حال دوست دارم رفقا بنشینند و طرحی بریزند که کمی بشود این روحیه مطالبه گری را در استان ترویج و تقویت کرد. البته بدون افتادن در دام هتاکی و کج دهنی. عکس فوق را هم گذاشتم اینجا تا رفقا سری به کاغذهای قدیمی شان بزنند و ببینند دیگر چه چیزهای جالبی می توانند پیدا کنند!؟ حرف بسیار است من فقط یک نکته از هزاران را گفتم. ۱۳۸٩/۳/٢٥
چند لینک!
این چند لینک گمانم بد نباشد نظری به آنها بیندازد و تقریبا همه اشاره دارد به یک موضوع! سقوط شریعتمداری و 2 عاملی که این روزها زیاد دیده میشود برای این روزهااللَّه، اللَّه، در انتخاب اصحاب خود . . .اینجا رشت است صدای الیت 10می آید؟چیزی اگر جا افتاد بفرمایید که یاد آوری کنیم ۱۳۸٩/۳/٢۱
نقاب
چند شب قبل خبر 20:30 گزارشی درباره عطاء الله مهاجرانی پخش کرد. نکته ای که برای من جالب بود این بود که در این برنامه اشاره ای هم به فساد های اخلاقی مهاجرانی شده بود. فسادهایی که در دوره وزارت مهاجرانی و بعد از آن در ایران انجام گرفت. کسانی که سالهای نه چندان دور بعد از دوم خرداد را به یاد داشته باشند به خوبی به خاطر خواهند آورد که یکی از طنز های آن دوران زن بازی های همین آقای مهاجرانی بود. یادم هست که در جمعی یکی از دوستان خبر از شرکت مهاجرانی و همسرش در مراسمی را داد،و یکی از حاضرین پرسیده بود کدام همسرش؟ این را برای این گفتم که بگویم فساد های اخلاقی مهاجرانی چیز پوشیده ای نبود که حالا برادران و خواهران بیست و سی آن را کشف کنند. و اتفاقا درد همین جاست! چه اتفاقی می افتد که مهاجرانی با همه گند و کثافت هایی که بالا می آورد می تواند در کشور همچنان راست راست راه برود و به فعالیت هایش بپردازد. به نظرم ضربه ای که امروز نظام دارد از این فرد می خورد به این خاطر است در اجرای عدالت به هر دلیلی سستی کرد. اگر سیستم قضا در همان زمان که زنان مهاجرانی داشتند پله های دادگستری را بالا و پایین می رفتند مهاجرانی را محکوم می کرد آیا امروز مهاجرانی اثر سیاسی ای داشت؟ یقینا امروز مهاجرانی از منظر آقایان یک سیاستمدار خوش نام نبود که جمهوری اسلامی چون دیده وی به حقیقت رو کرده حالا دارد برایش پرونده سازی می کند. ۱۳۸٩/٢/۱۳
سلام حاجی!
سلام حاجی
**آنها (پنهانی با هم) میگویند: اگر به مدینه مراجعت کردیم البته اربابان عزّت و ثروت، مسلمانان ذلیل فقیر را از شهر بیرون کنند، و حال آنکه عزّت مخصوص خدا و رسول و اهل ایمان است (و ذلّت خاصّ کافران) ولیکن منافقان از این معنی آگه نیستند. (٨) ۱۳۸٩/٢/۳
پاسداری از یک میراث ملی
اینجا مدتی مهجور مانده بود. مدتی است که به دلایلی وبلاگ جدیدم معلق شده و ناچار باز گشتیم به همین جا کما اینکه دلبستگی ها و وابستگی های جدی و عمیقی به اینجا دارم چیزی در حد یک خاطره شیرین. اگر چه در سکوت زندگی کردن برایم دوست داشتنی تر است ولی چاره ای نیست جز از گفتن و شنیدن این یادداشت حاصل یک دغدغه بود از موضوعی ملی. اگر چه با عجله نوشته شد دادم دوستی جایی منتشرش کرد چون احساس می کردم گفتنش لازم است. چند تا نکته دیگر هم می شد کنارش گذاشت که حالا حس و حالش در من نیست * حوزه خلیج فارس با کشورهای اطرافش از نظر جغرافیایی و ژئوپلتیکی، یک منطقه واحد و همگراست. از این رو شبکه های فرهنگی غربی خصوصاً، انگلیسی بر اساس سیاست اختلاف افکنی و بهره برداری از این اختلافات سعی در شکاف و اختلافافکنی بین کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس دارند. ازاین رو نامهای جعلی ای را در کنار یا به جای خلیج فارس، به کار می برند. یکی از افسران عالی ارتش ایران که پیش از انقلاب و در دهه های 60 و 70 میلادی دوره های آموزشی متعددی را در انگلستان دیده بود در خاطرات خود نقل می کند که بر روی دیوار خواب گاهی که افسران ایرانی در آن مسقر شده بودند نقشه ای از جهان نصب شده بود که در آن از عبارت خلیج فارس استفاده شده بود و در خوابگاه دانشجویان مصری از عبارت مجعول خلیج ع رب ی. این نکته نشان دهنده عمق سیاست های تفرقه افکنانه است.پس از اینکه نویسنده ای انگلیسی در دهه 60 میلادی در کتابی مدعی شد که اعراب خواهان آنند که پهنه آبی ای که در جنوب ایران قرار دارد به نام خلیج ع ر ب ی خوانده شود. کم کم این میل در میان آنان شکل گرفت و این لفظ را در مکتوبات خودبکار بردند. اولین مناقشه ی جدی که بر سر این عنوان شکل گرفت؛ استفاده نشریه نشنال جئوگرافی در اطلس جهان از این عنوان در کنار یا به جای خلیج فارس بود که ایرانیان با نامه نگاری ها و حرکت های خلاقانه به آن پاسخ دادند. پیش از آن هم در برخی از اسناد سازمان ملل از این عنوان مجعول استفاده شده بود که با واکنش ایران دبیرخانه این سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 میلادی و یادداشتAD311/IGEN به دولت ایران، یادآور میشود که عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشههای جغرافیایی منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از کشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج فارس نامیده شود و این، بنا بر عرف قدیمی انتشار اطلسها و فرهنگهای جغرافیایی است.این دبیرخانه همچنین بابت اشتباهاتی که سازمان ملل در برخی اسناد در به کار بردن نام خلیج فارس مرتکب شده، عذرخواهی کرده آن را اشتباه سهوی دانسته (سند 26 ژوئن 1991 میلادی در سازمان ملل) و از کارگزاران سازمان خواسته است که همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند.با گسترش یافتن وقاحت ها و زیاده خواهی ها روز ملی خلیج فارس با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به تقویم ایران اضافه شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به هدف قراردادن هویت فرهنگی و تاریخی ملت ایران از سوی ایادی استکبار جهانی به خصوص برخی از کشورهای همسایه و تلاش آنان برای تحریف نام تاریخی خلیج فارس، به پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی روز اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز را به عنوان روز ملی خلیج فارس نامگذاری کرد.با نامگذاری روز دهم اردیبهشت با عنوان روز ملی خلیج فارس و با راهگشایی شورای عالی انقلاب فرهنگی در بسیاری از شهرها میادین خیابان ها و موسسات مهمی به نام خلیج فارس نام گذاری شد. در رشت اتوبان رشت-تهران به نام بزرگراه خلیج فارس نام گذاری شد. متاسفانه علیرغم این تغییر مکررا عبارت اتوبان رشت قزوین را از صدا و سیما می شنویم و علاوه بر این موسسه بین المللی ای همچون دانشگاه گیلان همچنان در ادرس دهی خود از عبارت کیلومتر 5 جاده تهران استفاده می کند. جان فشانی حد اعلای دفاع و پاسداری از آب و خاک است اما پیش از آن وظیفه داریم به هر نحو ممکن به حفظ هویت خود بپردازیم. امیدواریم همه همواره در پاسداری از ارزشها و منافع ملی به درستی عمل کنیم. و با توجه به منافع ملی عمل کنیم. ۱۳۸۸/۳/۸
برای دیروز
دو رکعت نشسته شعری است از حمید رضا برقعی برای بانو شنیده می شود از آسمان صدایی که... ۱۳۸۸/۱/۳۱
سلام
اول سلام * بعد از سلام عرض شود خدمت شما؛ ما نیز آدمیم بلا نسبت شما! اما داریم عین ... خدمت می کنیم. خداوندا ما را از دست قوم ظالمان خلاص کن. * رحلت دکتر رحمدل را به همه تسلیت عرض می کنم. * این شعر هم برای آنهای که دکتر را نمی شناختند.
ما چون شما شهیدفروشی نمیکنیم * در اینجا هم مفصلتر در باره آن مرحوم بخوانید * دعا بفرمایید... ۱۳۸٧/۱٢/٢٤
حوزه یا حوضه!؟
من دانش آموخته دانشگاه گیلانم و تعلق خاطری که به این دانشگاه داشته و دارم همواره باعث شده تا اخبار مربوط به دانشگاه را پیگیری کنم و نسبت به اتفاقات دانشگاه حساس باشم.
۱۳۸٧/٩/٢٩
خدمت!
بالاخره بعد از مدت ها فرصتی شد تا کمی گرد و غبار اینجا را بتکانیم. ۱۳۸٧/٦/٢
خدمت
تا یک ساعت دیگر می روم تا به وطن خدمت کنم... * رفیقی توصیه می کرد که مبادا به فکر خدمت صادقانه و وظیفه در قبال وطن و اینها باشی؛ اصلا! تا می توانی دو در کن، فقط هوای "نقلدان" را داشته باش. * قرار بود که صبح اعزام شویم. اما از آنجا که تعداد هم کد های ما کم بود ما ٢٢ نفر را دادند دست یک سرباز و پیاده راهی پایانه شدیم. بعد هم برای ١ بلیط گرفتند. توی این فاصله آمدیم خانه تا نهار بخوریم. * جالب ترین بخش ماجرا صرف نظر از دیدن دوستان قدیم، فرستادن سرباز ها با اتوبوس هایی است که اگر خود پلیس آنها را در خیابان ببیند به علت نقص فنی می خواباندشان. * باز، خواهم نوشت. [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
خانه
آرشيو پست الكترونيك من باران عدل ![]() وقتی میگوییم جنگل آن را با درختان تعریف میکنیم و وقتی میگوییم دریا آن را با موج تعریف میکنیم و وقتی از کوه صحبت میکنیم آن را با قله تعریف میکنیم |