۱۳۸۳/۱۱/٢٩
منتظران رويت خورشيد

/11/1365

بسم الله الرحمن الرحيم

گرامي باد بر ملت بزرگ ايران و بر پيروان شاهد بزرگ‏،‏ حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم وجود رادمرداني كه راه شهادت را برگزيدهاند و در هجرت از زندگي عالم ادني و جهان سفلي به وادي ايمن و ملكوت اعلا رسيدهاند و در جستجوي حيات‏،‏ سرچشمه را يافتهاند و سيراب و سرمست از جرعه‏" ‏ارجعي الي ربك‏" به رويت جمال و كشف رضايت حق نايل آمدهاند ‏"‏و كفي بهم فخرا‏"‏ و چه غافلند دنياپرستان و بيخبران كه ارزش شهادت را در صحيفههاي طبيعت جستجو ميكنند و وصف آن را در سرودهها و حماسه و شعرها ميجويند و در كشف آن از هنر تخيل و كتاب تعقل مدد ميخواهند و حاشا كه حل اين معما جز به عشق ميسر نگردد و اينك ما شاهد آنيم كه سبكبالان عاشق شهادت بر توسن شرف و عزت به معراج خون تاختهاند و در پيشگاه عظمت حق و مقام جمع الجمع به شهود و حضور رسيدهاند و بر بسيط ارض‏،‏ ثمرات رشادتها و ايثارهاي خود را نظاره ميكنند كه از همت بلندشان جمهوري اسلامي ايران پايدار و انقلاب ما در اوج قله عزت و شرافت

مشعلدار هدايت نسلهاي تشنه است و قطرات خونشان سيلابي عظيم و طوفاني سهمناك را برپا كرده است و اركان كاخ هاي ظلم و ستم شرق و غرب را به لرزه انداخته است و آنان را در عزا و ماتم از دست دادن ياران و نوكران و نيز اقتدار ها و افتخارات شيطاني خود سياهپوش كرده است. و هنوز اول ماجراست و كابوس هاي ديگري دارند و بايد خود را براي نابودي و مرگ جيره خواران و دست نشاندگان غاصب آماده كنند‏،‏ كه اينها همه از بركات سحر شهيدان ماست و ما در انتظار رويت خورشيديم و به شهيدان بايد گفت:

‏"‏اتيكم الله مالم يوت احدا‏"‏ من العالمين‏." ‏

محسن

۱۳۸۳/۱۱/٢٩
روح خدا

اينها رو پيرمردی در مرز نود سالگی نوشته باورتون ميشه بخونيد اينها مانيفست اسلام خواهيه اسلام ناب محمدی اسلام علوی اسلام شيعی.

قصد نهایی

ما با اعلام برائت از مشركين تصميم بر آزادي انرژي متراكم جهان اسلام داشته و داريم،‏ و به ياري خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزي اين كار صورت خواهد گرفت.‏

 

کانونهای فتنه

مگر مسلمانان نمي‌بينند كه امروز مراكز وهابيت در جهان به كانون‌هاي فتنه و جاسوسي مبدل شده‌اند كه از يك طرف اسلام اشرافيت،‏ اسلام ابوسفيان،‏ اسلام ملاهاي كثيف درباري،‏ اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه‌هاي علمي و دانشگاهي اسلام ذلت و نكبت،‏ اسلام پول و زور‏،‏ اسلام فريب و سازش و اسارت،‏ اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه‌ها و در يك كلام اسلام آمريكايي را ترويج مي‌كنند و از طرف ديگر سر بر آستان سرور خويش،‏ آمريكاي جهانخوار مي‌گذارند‏.‏

 

سیاست خارجی

البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلامي مان بارها اعلام نموده‌ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم،‏ حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ مي‌گذارند‏،‏ از آن باكي نداريم و استقبال مي‌كنيم.‏

 

ما در صدد خشكانيدن ريشه‌هاي فاسد صهيونيزم،‏ سرمايه داري و كمونيزم در جهان هستيم،

 

انشاءالله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج،‏ اين منبر بزرگي كه بر بلنداي بام انسانيت بايد صداي مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواي توحيد را طنين اندازد‏،‏ صداي سازش با آمريكا و شوروي و كفر و شرك نواخته شود‏.‏ و از خدا مي‌خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزاني دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاي جهان نيز ناقوس مرگ آمريكا و شوروي را به صدا درآوريم.‏

 

وضعیت کشورهای اسلامی و راه رهایی از آن

مسلمانان تمامي كشورهاي جهان‏! ‏ از آن جا كه شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجي شده‌ايد بايد بر وحشت از مرگ غلبه كنيد و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبي كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نماييد‏،‏ به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشيد بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايي از بردگي و يورش به دشمنان اسلام باشيد كه عزت و حيات در سايه مبارزه است و اولين گام در مبارزه،‏ اراده است و پس از آن تصميم بر اين كه سيادت كفر و شرك جهاني خصوصا‏"‏ آمريكا را بر خود حرام كنيد‏.‏

 

ما

ما مظلومين هميشه تاريخ،‏ محرومان و پابرهنگانيم،‏ ما غير از خدا كسي را نداريم و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم،‏ دست از مبارزه با ظالم برنمي‌داريم.

 

 

مسلمانان بايد بدانند تا زماني كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود‏،‏ هميشه منافع بيگانگان بر منافع آنان مقدم مي‌شود‏.‏ و هر روز شيطان بزرگ يا شوروي به بهانه حفظ منافع خود حادثه‌اي را به وجود مي‌آورند‏.‏ راستي اگر مسلمانان مسايل خود را به صورت جدي با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند‏،‏ آسوده خواهند بود؟ هم اكنون اگر آمريكا يك كشور اسلامي را به بهانه حفظ منافع خويش با خاك يكسان كند‏،‏ چه كسي جلوي او را خواهد گرفت؟ پس راهي جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت‌ها و خصوصا‏"‏ آمريكا را شكست،‏ و الزاما‏"‏ يكي از دو راه را انتخاب نمود‏:‏ يا شهادت يا پيروزي،‏ كه در مكتب ما هر دوي آنها پيروزي است كه انشاءالله خداوند قدرت شكستن چهارچوب سياست‌هاي حاكم و ظالم جهانخواران و نيز جسارت ايجاد داربست‌هايي بر محور كرامت انساني را به همه مسلمين عطا فرمايد و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوكت همراهي نمايد‏.‏

 معتقدين به اصول انقلاب اسلامي ما در سراسر جهان رو به فزوني نهاده است و ما اينها را سرمايه‌هاي بالقوه انقلاب خود تلقي مي‌كنيم،‏ و هم آنهايي كه با مركب خون طومار حمايت از ما را امضا مي‌كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيك مي‌گويند و به ياري خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت.‏

 

 امروز جنگ حق و باطل،‏ جنگ فقر و غنا‏،‏ جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهين بي درد شروع شده است.‏ و من دست و بازوي همه عزيزاني كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‌اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را نموده‌اند‏،‏ مي‌بوسم و سلام و درودهاي خالصانه خود را به همه غنچه‌هاي آزادي و كمال نثار مي‌كنم

 

مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست و آنها كه تصور مي‌كنند مبازره در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد‏،‏ با الفباي مبارزه بيگانه‌اند‏.‏ و آنهايي هم كه تصور مي‌كنند سرمايه داران و مرفهان بي درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مي‌شوند و به مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي‌كنند‏،‏ آب در هاون مي‌كوبند‏.‏ بحث مبارزه و رفاه،‏ بحث قيام و راحت طلبي،‏ بحث دنياخواهي و آخرت جويي دو مقوله‌اي است كه هرگز با هم جمع نمي‌شوند‏،‏ و تتها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند‏.‏ فقرا و متدينين بي بضاعت،‏ گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلاب‌ها هستند‏.‏ ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتي كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم.‏

 

مسوولين نظام ايران انقلابي بايد بدانند كه عده‌اي از خدابي خبر براي از بين بردن انقلاب،‏ هر كس را كه بخواهد براي فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فورا‏"‏ او را كمونيست و التقاطي مي‌خوانند‏.‏ از اين اتهامات نبايد ترسيد‏،‏ بايد خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتي نترسيد‏.‏

 

آمريكا و استكبار در تمامي زمينه‌ها افرادي را براي شكست انقلاب اسلامي در آستين دارند‏.‏ در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها مقدس نماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشز كرده ام،‏ اينان با تزويرشان از درون محتواي انقلاب و اسلام را نابود مي‌كنند‏،‏ اينها با قيافه‌هاي حق به جانب و طرفدار دين و ولايت،‏ همه را بي دين معرفي مي‌كنند‏،‏ بايد از شر اينها به خدا پناه بريم.‏ و همچنين كساني ديگر كه بدون استثنا به هر چه روحاني و عالم است حمله مي‌كنندو اسلام آنها را اسلام آمريكايي معرفي مي‌نمايند‏،‏ راهي بس خطرناك را مي‌پويند كه خداي ناكرده به شكست اسلام ناب محمدي منتهي مي‌شود‏.‏

 

ما براي احقاق حقوق فقرا در جوامع بشري تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد‏.‏ امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي است و مسلمانان در يك تشكيلات بزرگ اسلامي رونق و زرق و برق كاخ‌هاي سفيد و سرخ را از بين خواهند برد‏،‏ امروز خميني آغوش و سينه خويش را براي تبرهاي بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ‌ها و موشك‌هاي دشمنان باز كرده است،‏ و همچون همه عاشقان شهادت،‏ براي درك شهادت روزشماري مي‌كند‏.‏

 

جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمي‌شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادي‌مان،‏ بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم،‏

 

خوشا به حال مجاهدان‏! ‏ خوشا به حال وارثان حسين عليه السلام‏! ‏ اذناب آمريكا بايد بدانند كه شهادت در راه خدا مساله‌اي نيست كه بشود با پيروزي يا شكست در صحنه‌هاي نبرد مقايسه شود‏،‏ مقام شهادت خود اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معنويت است،‏ نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام،‏ تنها خرمشهر و يا شهرهاي ديگر آزاد شد‏،‏ تمامي اينها خيالات باطل ملي گراهاست و ما هدفمان بالاتر از آن است.‏

 

ملي گراها تصور نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بين الملل اسلامي در جهان فقر و گرسنگي است،‏ ما مي‌گوييم تا شرك و كفر هست،‏ مبارزه هست و تا مبارزه هست،‏ ما هستيم.‏ ما بر سر شهر و مملكت با كسي دعوا نداريم،‏ ما تصميم داريم پرچم‏" ‏لا اله الا الله‏" ‏ را بر قلل رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز درآوريم.‏

 

اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامي ماست كه در سراسر جهان صلا زنيم كه اي خواب رفتگان‏! ‏ اي غفلت زدگان‏! ‏ بيدار شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه‌هاي گرگ،‏ منزل گرفته‌ايد‏.‏ برخيزيد كه اين جا جاي خواب نيست‏! ‏ و نيز فرياد كشيم‏! ‏ سريعا‏"‏ قيام كنيد كه جهان ايمن از صياد نيست‏! ‏ آمريكا و شوروي در كمين نشسته‌اند و تا نابودي كاملتان از شما دست برنخواهند داشت.‏ راستي اگر بسيج جهاني مسلمين تشكيل شده بود‏،‏ كسي جرات اين همه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم داشت؟

 

محسن

۱۳۸۳/۱۱/٢٩
حج دريای معارف الهی

حج دريای معارف الهی

بزرگترين درد جوامع اسلامي اين است كه هنوز فلسفه واقعي بسياري از احكام الهي را درك نكرده‌اند‏،‏ و حج با آن همه راز و عظمتي كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بي حاصل و بي ثمر باقي مانده است.‏ يكي از وظايف بزرگ مسلمانان پي بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براي هميشه بايد بخشي از امكانات مادي و معنوي خود را براي برپايي آن صرف كنند‏.‏ چيزي كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليل‌گران مغرض و يا جيره خواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است،‏ اين است كه حج يك عبادت دستجمعي و يك سفر زيارتي سياحتي است.‏ به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه داري و كمونيسم ايستاد‏!‏ به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند‏!‏ به حج چه كه بايد براي فشارهاي روحي و جسمي مسلمانان چاره انديشي نمود‏!‏ به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروي بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايي كنند‏!‏ به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومت‌هاي وابسته بشوراند‏،‏ بلكه حج همان سفر تفريحي براي ديدار از قبله و مدينه است و بس‏! ‏ و حال آن كه حج براي نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظ‌ها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك،‏ انسان به خدا نمي‌رسد‏.‏

حج كانون معارف الهي است كه از آن محتواي سياست اسلام را در تمامي زواياي زندگي بايد جستجو نمود‏،‏ حج پيام آور و ايجاد و بناي جامعه‌اي به دور از رذايل مادي و معنوي است،‏ حج تجلي و تكرار همه صحنه‌هاي عشق آفرين زندگي يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست،‏ و مناسك حج مناسك زندگي است و از آن جا كه جامعه امت اسلامي از هر نژاد و مليتي بايد ابراهيمي شود تا به خيل امت محمد صلي الله عليه و آله و سلم پيوند خورد و يكي گردد و يد واحده شود‏،‏ حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگي توحيدي است.‏ حج عرصه نمايش و آيينه سنجش استعدادها و توان مادي و معنوي مسلمانان است.‏

حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره مند ‌مي‌شوند ولي انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اسلامي اگر دل به درياي معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرورفتن در احكام و سياست‌هاي اجتماعي آن نترسند‏.‏ از صدف اين دريا‏،‏ گوهرهاي هدايت و رشد و حكمت و آزادگي را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت،‏ ولي چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد‏،‏ كه حج بسان قرآن مهجور گرديده است،‏ و به همان اندازه‌اي كه آن كتاب زندگي و كمال و جمال در حجاب‌هاي خودساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرا آفرينش در دل خروارها خاك كج فكري‌هاي ما دفن و پنهان گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگي و فلسفه زندگي ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است،‏ حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است،‏ سرنوشتي كه ميليون‌ها مسلمان هر سال به مكه ‌مي‌روند و پا جاي پاي پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر ‌مي‌گذارند‏،‏ ولي هيچ كس نيست كه از خود بپرسد ابراهيم و محمد عليهم السلام كه بودند و چه كردند‏،‏ هدفشان چه بود‏،‏ از ما چه خواسته‌اند؟ گويي به تنها چيزي كه فكر نمي‌شود به همين است.‏

مسلما حج بي روح و بي تحرك و قيام،‏ حج بي برائت،‏ حج بي وحدت و حجي كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد‏،‏ حج نيست،‏ خلاصه همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنه‌هاي زندگي‌شان كوشش كنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاي صحيح و واقعي از فلسفه حج همه بافته‌ها و تافته‌هاي خرافاتي علماء درباري را به دريا بريزند‏.‏

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]