۱۳۸٤/۸/۱
انا انزلناه فی ليله القدر

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِالْقَدْرِ(۱) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (۲) لَيْلَةُ الْقَدْرِخَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ(۳)
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَابِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(۴) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

محسن


۱۳۸٤/٧/٢۱
. . .

جوانمردا!

سرتا پايم فدای سر تا پايت!

هر عشقی که در خون و پوست و گوشت و رگ و پی نبود،ناقص است!

(نامه ها/عين القضاة)

محسن

۱۳۸٤/٧/۱٩
بايد راهی دراز را پيمود!!


روزی شيخ را گفتند:يا شيخ!
فلان مريدت برفلان راه افتاده است،مست وخراب.
فرمود:بحمدالله که بر راه افتاده است،از راه نيفتاده است!

(ابو سعيد ابوالخير)

محسن

۱۳۸٤/٧/۱۱
 

يک متن نوشتيم فرستاده نشد!

اين غزل از قیصر امین پور را ميگذارم! جبران ما فات!

دل داده ام بر باد . بر هرچه بادا باد !
مجنون تر از ليلي ٬ شيرين تر از فرهاد

اي عشق ! از آتش اصل و نصب داري
از تيره ي دودي از دودمان باد

آب از تو طوفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی بدست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را اندوه مادر زاد


از خاک ما در باد بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد ...

محسن

۱۳۸٤/٧/۸
می روم سفر

می روی سفر ! برو، ولی

زود برنگرد 

مثل آن پرنده باش 

آن پرنده اي كه رو به نور كرد 

می روی، ولی به ما بگو 

راه این سفر چه جوری است؟ 

از دم حیاط خانه ات 

تا حیاط خلوت خدا 

چند سال نوری است؟ 

راستی چرا مسیر این سفر 

روی نقشه نیست؟ 

شاید اسم این سفر که می روی 

زندگی ست!

 

عرفان نظر آهاری

 

محسن

۱۳۸٤/٧/٥
 

پسرک داشت با سرعت از کنار مرد رد ميشد.

مرد بيهوا برگشت دستش خورد به دست پسرک. مرد گفت: آخ دستت سوخت. پسرک گفت: نه اونقدر که دلم واسه سيگارت سوخت!

محسن

۱۳۸٤/٧/٤
خويشتناری!

آقا ديگه نميتونم تحمل کنم.

ديگه به اينجام رسيده. مگه حرف حساب حاليت نميشه!

تا کی بايد تحمل کنم و حرف نزنم. آقای محترم ما هر چی دندون رو جيگر ميذاريم و حرف نميزنيم. آقايی ميکنيم و چيزی نميگيم. شما هم نبايد کاری کنی؟ شما بايد پررو تر بشی؟

آخه اين رسمشه داداش؟!

کجای دنيا يه همچين چيزی وجود داره! من يک ربع شايدم نيم ساعته به خودم میپيچمم و تو خودم مچاله ميشم و جيک نميزنم شما هم هی سوء استفاده کن!

آخه عزيز دل برادر اونجا مستراحه! سر قبر بابات که نرفتی! بيا بيرون ديگه!

محسن

۱۳۸٤/٧/۱
من نميخوام تو ازم عکس بگيری! اين حق منه!

مساله ای که زمانی خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود این تصویر برداری موبایل ها بود.

یه روز با آرش داشتیم میرفتیم خوردیم به تور محمد داشت نون میگرفت ما هم وایسادیم و سلام و احوال پرسی و این حرفا؛ یه بنده خدایی یکی از همین موبایلها داشت موبایلش رو با افه اینکه داره صحبت میکنه گرفت طرف ما و دستاش جوری بود که چشمی موبایل از لای انگشتاش بیرون بود. خودشم روش رو کرد اونور همینجور تابلو بله بله و آره آره میگفت ما البته گذاشتیم به حساب اينکه ان شاء الله گربه است و به روی خودمون نیاوردیم که بابا فهمیدیم که داری فیلم ور میداری بعد که با محمد خداحافظی کردیم؛ به آرش گفتم؛ گفت اتفاقا اون هم متوجه شده بود که طرف داره از ما فیلم میگیره گفتم لابد فکر کرده از فاشیسم و دیکتاتوری داره فیلم مستند میگیره بعد از 10 15 سال یه روز به عنوان مدرک علیه ما رو کنه! گفت نه بابا دلش خوشه که از چند تا خفن فیلم گرفتم و چند روزی با رفقاش حال میکنن.

این مساله گرچه زیاد مهم نیست انچه خیلی مهمه اینه که پس حق آدمها چی میشه؟

به قول حقوقی ها یکی از حقوق مدنی ادمها حق بر عکس و تصویره هیچ کس نمیتونه بدون اجازه یه آدم از اون عکس بگیره و یا تصویری ازش ارائه کنه. منتها الان این موبایل دار ها خیلی راحت به خودشون اجازه میدن که مثلا تو ماشین بشینن و از ملت عکس بگیرن.

اگرچه عکس گرفتن وقتی شخص خاصی مد نظر نیست ایرادی نداره ولی معمولا این ادمها مشغول گرفتن عکس از بندگان خاص خدا برای منظورهای خاص هستند.

دیگه اینکه شنیدم که تو کره دولت به شرکتهای تولید کننده موبایل فرصت داده تا از این به بعد برای موبایلها سیستمی طراحی کنند که در هنگام عکس گرفتن صدایی تولید کنه تا خلایق متوجه بشن که داره ازشون عکس گرفته میشه و این رو هم گفته که این صدا نباید از 60 دسی بل یا یه همچین اندازه ای کمتر باشه و نباید صدا قابل قطع شدن باشه.

بنده خدایی میگفت در ممالک خارجه اگر کسی بخواد از کسی عکس بگیره بخصوص توریستها میگن آقا یا خانوم وای میستی من یه عکس ازت بگیرم و اون هم با لبخند یا میگه آره یا میگه متاسفم دیرم شده وگرنه خوشحال میشدم.

فعلا تا زمانی که هر کی هرکیه، هرکی که میخواد یه ادم جلمبر که چون باباش تونسته واسش یه موبایل دوربین دار بخره و حالا از فرط کلفتی بخودش اجازه میده که از هر کسی و در هر حالتی عکس بگیره؛ ازش عکس نگیره. فقط باید چهار چشمی بپاد همین.

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]