۱۳۸٤/۸/۳٠
يا رب! دلم حاضر کن! نماز بی دل بپذير!

گفت : بار خدايا !اگر مرا فردای قيامت به دوزخ فرستی سری آشکارا کنم که دوزخ از من به هزارساله راه بگريزد .

و گفتی :الهی ما را از دنيا هر چه قسمت کرده ای به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت کرده ایی به دوستان خود ده که مرا تو بسی.

و گفتی :خداوندا !اگر تو را از بيم دوزخ می پرستيم  در دوزخ بسوز , و اگر به اميد بهشت می پرستيم ,بر من حرام گردان .و اگر برای تو تو را می پرستيم ,جمال باقی دريغ مدار.

و د ر مناجات می گفت :بار خدايا !اگر مرا فردا در دوزخ کنی من فرياد بر آورم که وی را دوست داشتم .با دوست اين کنند ؟
هاتفی آوازداد :يا رابعه لا تظنی بنا ظن السوء.به ما گمان بد مبر که ما تو را در جوار دوستان خود فرود آريم تا با ما سخن ما می گويی .

و در مناجات می گفت :الهی !کار من و آرزوی من در دنيا از جمله دنيا ياد تو است , و در آخرت از جمله آخرت لقای تواست .از من اين است که گفتم.تو هر چه خواهی کن .

و در مناجات يک شب می گفت :يا رب!دلم حاضر کن ,يا نماز بی دل بپذير.

 

تذکره الاولياء در ذکر رابعه عدويه رحمة الله عليها

محسن

۱۳۸٤/۸/٢۳
ترس!

نقل است که روزی جوانی بيامد و در پای عبدالله افتاد و زار زار بگريست . و گفت گناهی کرده ام . از شرم نمی توانم گفت.
عبدالله گفت : بگوی تا چه کرده ای ؟
گفت :زنا کرده ام .
گفت : ترسيدم که مگر غيبت کرده ای.

تذکره الاوليا در ذکر عبدا الله مبارک رحمه الله عليه

محسن

۱۳۸٤/۸/٢۱
بشتابيد!!

نه میخواهم فلسفه بگویم و نه میخواهم از دنیای آرمانی و اتوپیا یا چیزهایی شبیه به اینها صحبت کنم!

صاف میروم سر اصل مطلب!

پارسال چند تا از خیابان خوابها، کنار خیابان از سرما مردند اولش خبری نبود ولی بعد از اینکه تعدادی از دانشجویان چند شب پشت سر هم در خیابانها خوابیدند و حسابی صدای مساله در آمد بالاخره معلوم شد که بهزیستی مسئول جمع آوری این آدمهاست. سر و صدای این مساله باعث شد که تا آخر زمستان پارسال خیابان خوابها شبها لااقل جایی برای خواب پیدا کردند آنهم فقط در تهران، در شهرستانها از همین هم خبری نبود.

زمستان که تمام شد مسئولیت بهزیستی هم گویا تمام شد خیابان خوابها دوباره راهی خیابانها شدند تا لااقل اسم خیابان خواب بر آنان صادق باشد.

آمار درستی از خیابان خوابها وجود ندارد. تهران چیزی نزدیک به ششصد نفر (آمار های نزدیک به رسمی!) خیابان خواب دارد.

رشت اما آنجور که رفقا چند سال پیش که برای کمک به این آدمها تلاش کرده بودند چیزی حدود چهل نفر را شمارش کرده بودند امسال باید نهایت چیزی نزدیک به دوبرابر این تعداد خیابان خواب وجود داشته باشد آمار رسمی یا نزدیک به رسمی در این زمینه موجود نیست وقتی کسی مسئول نیست مگر مرض دارد برود و ببیند که چند نفر آدم در خیابان خوابیده اند.

خب تا این آدمها نمردند باید کاری کرد. آنهایی که مسئولند را فاکتور میگیریم چون نه بودجه دارند و نه چیزهای دیگری که باید داشته باشند. وگرنه باید یک صدایی از یکی از آنان در می آمد.

جمله بالا اما به این معنا نیست که آدمهایی که پست حکومتی ندارند مسئول نیستند. اتفاقا همه "آدمها "مسئولند.

حالا چکار باید کرد؟ یا چه کار میشود کرد؟

اولین نیاز هر کدام از این آدم ها پوشاک و لباس است. لباسها هم لازم نیست که نو یا حتی سالم باشند یک پولیور که آستینش هم پاره است برای ما شاید قابل استفاده نباشد ولی برای این آدمها یه وسیله نجات دهنده است. لباسها باید گرم باشند. اغلب این آدمها کت یا کاپشن یا شلوار دارند منتها مشکل سر لباسهای دیگر است لباسهای خرد و ریز مثل جوراب شلوار گرمکن کلاه شال دستکش کاموا و اگر اورکت یا پالتو هم باشد بسیار بهتر. هرکدام از ما یه دست لباس کهنه میتوانیم پیدا کنیم فقط باید یک مقدار عجله کرد.چون ممکن است لباسها فردا شب دیگر به کار کسی نیاد.

محسن

۱۳۸٤/۸/٩
ربنا...!

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

 

پروردگارا!

                در دنیا و آخرت به ما نیکی ببخشای و از شکنج آتش نگاهمان دار.(بقره 201)

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]