۱۳۸٧/٢/۳٠
زخم

تب خالم دیگر کم کم دارد خوب می شود.

*

این مطلب را از بسیاری نوشته های دیگر که دوستانمان در آن به چاک کردن یقه خود و دشمنان اسراییلی می پردازند مفید تر می دانم. و خواندنش را به همه دوستان تو صیه می کنم.

*

دیگر این که معتقدم مساله فلسطین را باید در طول سال و در تمام دنیا به یاد آورد و به یاد انداخت، نه در روز قدس و تازگی ها روز نکبت.

*

امروز فیلم فتنه را هم دیدم.

*

گیلک ها ضرب المثلی دارند که می گویند فلانی نازک دل است و گلابتین معده!

*

یعنی نمی شود به طرف بالاتر از گل گفت.

*

من فکر می کنم که این مساله شامل حال ما هم شده است.

*

هر کسی هر چیزی می گوید به تریج قبایمان بر می خورد.

*

این همه جار و جنجال برای فتنه بی خود بود. و هست.

*

یک نفر آدم آمد و حرفش را زد.

*

اسلام برای مخاطب اروپایی این گونه ترسیم می شود، کسی دوست ندارد، نمی پسندد یا قبول ندارد می تواند برود و اسلام را معرفی کند.

*

این که این همه جار و جنجال ندارد.

*

مطمئن باشید اسلام با  آدمهای پخمه پر از ادا اطواری مثل من و دور از جناب شما بعضی ها رشد نکرده است آقا

*

یک نفر می تواند به من بگوید چند تا بچه مسلمان توی همین شهری که من و شما تویش زندگی می کنیم هست که بتواند به یک زبان خارجی حرف بزند!؟

*

فقط حرف بزند. نه اصلا یک زبان دیگر را بفهمد!؟

*

آقا جان تا وقتی ما اینها را ببینیم و داد بزنیم و بیانیه صادر کنیم فقط خودمان را خسته کرده ایم.

*

این است که من معتقدم این سامی یوسف با همین چند آهنگی که ساخته خدماتش به اسلام به مراتب بیشتر از کل دستگاه رسانه ای برادر ضرغامی است.

*

این را هم بخوانید بد نیست.

*

بعضی زخم ها برای همیشه سر باز باقی می مانند. تنها باید تحملشان کنید و دم نزنید.

محسن

۱۳۸٧/٢/٢٩
تو!

چون به نماز می ایستی

                        بلندتر می نمایی.

چون به نماز می ایستی

                        تمام خود را به خدا می سپاری.،

و من تمام تو را نماز می برم

شگفت بت پرستا که منم!

تمام تو را با خدا در میان نهادم

                        نماز تو، اورا

                        و تو خود مرا.

                        ****

تو در نماز زیباتری

و نغمه ات، از تبار ترانه هایی است

               که جریدگان بر گذرگاه کوهستانها می خوانند.

چادر نماز سپید گلدارت

همان بهار شکوفاست

بر قامت موزون ترین ناربن.

الله اکبر!

نجوای گرم و پاک تو هنگامه می کند.،

چندان که وسوسه(خدای ِ تو) شدن را

                                    در کفر گاه دلم بر می انگیزد.

                        ****

قامت تو

        خود نماز دیگری است

          -چون رساترین آیه-

از تو جدا نیستم

نمازهایت را به نیتی دوگانه به جای آر!

که من در توام

            از شدت خواست.

چون به رکوع می روی

            با زانوان من برخیز

                        که در تو ایستاده ام

                                    به هنگام برخاستن.

                                                          

                                                          

                                                            علی موسوی گرمارودی

                                                            زمستان 52 زندان قصر

محسن

۱۳۸٧/٢/٩
مراحل سرپوش گذاشتن روی یک جنایت خانگی!
نزدیک های ظهر، در یک روز بهاری مادرتان می رود بیرون و شما می مانید و گرسنه تان می شود
خورشتی را که مادر برای نهار تدارک دیده و در یخچال گذاشته را در می آورید و روی اجاق می گذارید و می نشینید  پشت میز کامپیوتر و بعد از چند لحظه بوی سوخت می آید و می دوید طرف آشپز خانه و می بینید که بعله!
غذای شما بوسوخت_ گورشا دا! (یعنی سوخت و جزغاله شد.)
در اولین کار شعله را باید خاموش کنید
و غذا را از روی اجاق برداشته و داخل سینی ظرف شویی بگذارید آب سرد را باز کنید و بگذارید تا ظرف سرد شود
مراقب باشید آب توی غذا نرود.
بعد به سرعت تمام در ها و پنجره ها را باز کنید و از تمامی وسایل تهویه هوا استفاده کنید.
بعد دوباره برگردید سر وقت دیگ و غذا را درون دیگ دیگری که مشابه دیگ قبلی باشد بریزید
کمی آب هم به ان اضافه کنید تا حجم غذا کم نشود!  و دوباره دیگ را روی اجاق بگذارید و شعله اش را کم کنید.
حالا بروید سروقت دیگتان و سریعا با یک قاشق مواد غذایی سوخته را تا آنجا که امکان دارد از دیگ جدا کنید.
نکته: سوخته ها را حتمنِ حتما در چاهک ظرفشویی بریزید و بگذارید تا آب آن را با خودش ببرد
در این صورت دیگر مادرتان به عمق فاجعه پی نخواهند برد.
حالا دیگ را بشورید و با سیم و اسکاچ سعی کنید بقیه سیاهی ها را از ته دیگ بزدایید.
مطمئن باشید هیچ کار غیر ممکنی وجود ندارد پس به تلاشتان ادامه بدهید.
خب همانطور که گفتم سیاهی ها پاک می شود
در این گونه از جنایت ها همیشه کمی سیاهی پشت دیگ هست. آنها را هم به خوبی پاک کنید.
حالا دوباره غذا را به دیگ اول برگردانید و دیگ دوم را بشویید.
خوب حالا اوضاع کمی بهتر شد.
سیم ظرف شویی و اسکاچ و کلیه وسایل مربوط به شستن دیگ را خوب بشورید و مرتب سرجایشان قرار دهید نگاه کنید که چیزی از سوختگی ها توی سینی ظرف شویی نمانده باشد.
حالا دوباره بو کنید می بینید که هیچ بویی نمی اید؛ اما گول نخورید حس بویایی زنان صد ها برابر بلکه هزار ها برابر قوی تر از مردان است زن ها حتی بوی سوختگی غذای روز قبل را هم می توانند تشخیص دهند.
 پس سریعا کمی اسفند پیدا کنید و دود بدهید.
این کار علاوه بر اینکه بوی سوختگی را کمی تخفیف می دهد (من اصلا تضمین نمی کنم که مادرتان از لابلای بوی اسفند نتواند بوی سوختگی را تشخیص دهد) این مزیت را دارد که کسی شما را چشم نمیزند!
حالا خانه را مرتب کنید و بنشینید به انتظار تا ببینید که چه خواهد شد!
*
پ.ن:
من هم می دانم که سوزاندن یک ظرف غذا جنایت نیست ولی از نظر خانم ها سوزاندن غذا اگر از سوی دیگران اتفاق بیافتد یک جنایت غیر قابل بخشش است.
محسن

۱۳۸٧/٢/٤
سیاهی های میان شقایق ها!
سیاهی های میان شقایق ها
سیاهی های درون شقایق
درخشانند
چونان اندوهی پایدار

حسین!
حسین!
آواهای ایرانی این حروف
درخشانند
چونان سیاهی های میان شقایق ها

حسین!
حسین!ـ


*
م.موید
*
عکس را همین دیروز انداختم
جایی، کمی دورتر از باغچه کوچک خانه مان
محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]