۱۳۸٤/۱٠/۱۱
 

امروز صبح 3 پا شدیم یه مقدار اینور اونور تا 6.30 بیدار بودم بعد خوابیدم.

8 پا شدم دوباره خوابیدم بلاخره ده ونیم از خواب پا شدم رخت خواب رو جمع کردم رفتم دنبال کارملت.

پولا رو واریز کردم.

خانومه بغل دستیم تو بانک کلی بسته های هزار رو ریخته بود رو پیشخون.

بنده خدا من رو که دید زهره ترک شد.

به تحویلدار گفت آقا میشه اینا رو بردارید بذارید پیش خودتون.

اول صبحی یه لبخند گذاشت گوشه لب ما دستش درد نکنه!

بعد رفتیم دنبال کار مصطفی همش 3 یا 4 دقیقه طول کشید!

ای ول نیروی انتظامی مامورش سر حال بود وگرنه فکرکنم اگه میخواست میتونست یه چند وقتی ما رو سر بگردونه.

امروز زهرا و ریحانه اومدن خونه ما.

الان اینجا خوابیده آروم تایپ میکنم که بیدار نشه.

امتحانات داره کم کم اثرش رو رو من هم میذاره امروز رفتم یه کتاب خریدم پولش شد 2 تومن طمع کردیم. چاپ قبلیش هزار و ششصد بود طمع کردیم افتادیم تو چاله!

 

دیروز پریروزا سال نو میلادی هم شروع شد.

نکته جالب اینجاست که سال جدیدشون با زمستون شروع میشه!

البته زمستان بین جماعت ایرانی هم بی اعتبار نیست. لااقل شب اولش رو جشن میگیریم.

ولی فکر کنم واسه شروع سال همون بهار از همه بهتر باشه!

لااقل تازگی و نوشدن رو میبنی برگهای سبز رو و شروع زندگی رو.

 

دیروز به فکر وحید بودم امروز زنگ زد که کجایی بیا ببینمت قراره 5.30 صیقلان ببینمش.

دیروز یا پریروز محمد یه متن نشونم داد گفت حدس بزن از کیه من که نتونستم. متنش این بود:

وی اظهار داشت: تیمی که یک موسسه ایجاد میکند بنا بر نظر هیئت مدیره گل میکند شما چند تا تیم داشته اسد که گل کرده اند و پس از دو سال دیگر نبوده‌اند تیم کشاورز کجاست؟ تیم های دیگر که بودند کجا هستند!؟ شما ببینید مثلا کیه وو در ایتالیا که من از این پدیده نو خیلی خوشم میآید، در کنار یوونتوس و میلان میدرخشد بدون اینکه شخصیت های معروفی داشته باشد.

خب تونستید حدس بزنید؟

دادکان!؟ نخیر ایشون نفرمودند.

پروین!؟ نه خیر پروین هم نیست بنده همین دیشب با دو گوش خودم شنیدم که ایشان از فوتبال کشید کنار.

عادل فردوسی پور؟ یا جواد خیابانی؟ زهی خیال باطل!!

مثل من بیخود زحمت نکشید اینها رو محمد خاتمی خودمون در مراسم شام با تیم استقلال فرمود!!

باور ندارید همشهری هفتم دی ماه صفحه 25 رو بخونید. تازه چیزای دیگه هم گفت که دیدم بحث خیلی تخصصی میشه فاکتور گرفتم!

 

اینکه میگن ایرانی جماعت خودش رو مرکز دنیا میدونه پر بیراه نگفتند. چون همین حسین خان رضا زاده هم تو همون صفحه زیر همون خبر درباره سفر به کره فرمودند که : البته مردم کره لطف زیادی به من داشتند. در خیابان و بازار هرگونه ممکن بود ابراز احساسات میکردند و این برای من جالب بود که در دور افتاده ترین نقاط دنیا دارای طرفدارانی هستم.

خب امروز که به خیر گذشت!

اللهم اشبع کل جائع

اللهم اشف کل مریض

اللهم اکس کل عریان

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]