۱۳۸٢/٥/٢۸
ولادت نور

يا وجيهه عند الله

اشفعی لنا عند الله                  

           

 

انتهای خاکریز. هر کس می خواست او را پیدا کند می آمد انتهای خاکریز. وقتی صدایش می زدند:می فهمیدیم یک نفر دیگر هم بار و بنه اش را جمع کرده است. هر کس می افتاد فریاد می زد: «امداد گر!  امدادگر! » اگر هم خودش نمی توانست دیگرانی که اطرافش بودند داد می زدند:« امدادگر!  امدادگر! ».

او که افتاد دیگران ندانستند چه کسی را صدا بزنند. خودش ولی گفت:« یا زهرا! یازهرا!»*

 

ميلاد فاطمه زهرا سلام الله عليها بر پيروانش مبارک باد.

خداوندا!

 بر فاطمه و پدرش و شوی و فرزندانش و بر گوهر ناپيدای وجود او سلام بفرست آنچنان که شايسته تو و آنان است.

*اين داستان رو از مجله نگارستان ورداشتم نويسنده اونم آقای يوسف مهديه است

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]