۱۳۸٥/۱۱/٢٢
ف ی ل ت ر ی ن گ
ما بچه بودیم
*
مرحوم گل آقا زنده بود (یا یک مرحوم دیگری فرقی نمیکند)
*
یک مقاله نوشت که آن موقع ها ( منظور دوره آن گور به گور شده بود)
*
اداره امنیه یک نامه داده بود دست هر روزنامه چی ای
*
و گفته بود اگر کلمات توی این نامه در مقالات شما بکار برود
*
فاتِحَه!
*
حالا شده حکایت ما
*
یک مشت کلمه دادند دست یک دستگاه
*
و هرکدامشان اگر توی یک صفحه ای بکار برود
*
فاتِحَه!!
*
آقای مسئول محترم!
*
جناب وزیر!
*
این ره که تو میروی به سمت ترکستان است!
*
ما هرچی سرچ کردیم
*
همه مسدود بود!
*
رفتیم adsl یا هر مزخرف دیگری بگیریم
*
فرمودند که راهتان دور است خدمات نمیدهیم
*
حالا ما وسط وسط وسط این شهر زندگی میکنیم
*
بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیم ماست بود همه جا ماستی بود!!
*
وقتی غم زمانه دل را اسیر کرده

وقتی که دل میان صد غصه گیر کرده

یک جمله می توان گفت :

یارب ! چه دیر کرده !!!

*

آیه های مهجور را خواهم نوشت به وقتش!

*

توی encarta یک ضرب المثل عربی هست

*

که البته حدیثی است از رسول

*

خیارکم، خیارکم لنسائکم!

*

بهترین شما اویی است که برای همسرش بهترین باشد!

*

بهترین باشید

*

پ ن.

این متن دچار خودسانسوری از نوع شدید شد!!

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]