۱۳۸٦/۱/۱٧
نیامدی......
عنوان گذاشتن برای نوشته ها چقدر سخته ها!
*
به هر حال خواستم قبل از اینکه بیفتم بمیرم اون بدهی 3 دقیقه ای رو صاف کنم
*
آقای عباس خان حسین نژاد بابت اون لبخند ملیحانه ای که گذاشتید ممنون
*
نمیدونم این جناب عباسحسیننژاد چه اصراری داره که اسمشون رو سر هم بنویسه!
*
البته ایشون یک عالمه وبلاگ دارند
*
ماه‌تي‌تي؛ سارايي ِ دلم
صندلي ِ عباسحسيننژاد
سبدِ عكاسي ِ عباسحسيننژاد
ژاپني ِ عباسحسيننژاد
حال‌وروزنوشت ِ عباسحسيننژاد
*
دیدید یک عالمه وبلاگ دارند!
*
راستی به غیر مممکنش حتما سر بزنید
*
یک صفحه ای باز کردم داره میخونه:
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه
*
بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سر مست خریدار من است....
*
یک عزیز دوست داشتنی بود که رادیو گرجی رو اداره میکرد
*
خودش و پسر خاله هاش
*
البته خودش ایرانی بود و اهل فریدون شهر اصفهان
*
مادرش گرجی بود
*
همیشه میگفت :
و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا
*
سوره طه است گمانم
*
خدا میگه هر کی من رو فراموش کنه زندگیش چرکی میشه!
*
چرکی که میگه منظورش چرک لباس نیستا!!
*
 چرکی که تو جون آدمه تو زخم آدمه!
*
یعنی گند!
*
یعنی یه چیزی شبیه به همین جوری که ما داریم زندگی میکنیم
*
شمایی که به اسم هیچکس یادداشت گذاشتی
*
کلی هم کیفورمون کردی
*
هیچ کی کیه !!؟؟ هر کسی برای خودش یه کسیه!
*
جواد جان سر در نیاوردم چی نوشتی
*
فرصت کنم میام پیشت
*
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو ، رسوب شد نیامدی
 
خلیل آتشین سخن،تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی


برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم ،نه

برای عده ای ولی ،چه خوب شد نیامدی


تمام طول هفته را به انتظار جمعه ایم

دوباره صبح ظهر نه ،غروب شد نیامدی

                                                بر گرفته از غزل پست مدرن





محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]