۱۳۸٦/۳/٢
روح الله و رحمت خدا...

(۱)پس از آنکه یسوع داخل هیکل شد،نویسندگان و فریسیان زنی را حاضر نمودند که در زنا گرفتار شده بود.

(۲)میان خودشان گفتند هرگاه او را نجات داد،آن ضد شریعت موسی است؛پس نزد ما گنهکار خواهد شد و هرگاه او را سزا دهد پس آن ضد تعلیم خودش است؛زیرا او بشارت به رحمت میدهد.

(۳)آنگاه بسوی یسوع پیش آمدند و گفتند:ای معلم!همانا این زن را یافتیم در حالتی که زنا میداد.

(۴)موسی امر فرموده که مثل این،سنگسار شود.

(۵)پس تو چه میگوئی؟

(۶)در آنجا یسوع خم شد و به انگشت خود بر زمین آئینه‌ای ساخت که در آن هرکس گناه خود را دید.

(۷)چونکه اصرار مینمودند به جواب،یسوع برخاست و به انگشت خود اشاره نموده،فرمود: ((هر کس از شما بی گناه‌است او باید اولین سنگ زننده باشد.))

(۸)پس از آن دوباره خم شده،آئینه را برگردانید.

(۹)همین که مردم این بدیدند،یک به یک بیرون شدند ابتدا از شیوخ؛زیرا شرمنده شدند که پلیدی خودشان را ببینند.

(۱۰)چون یسوع راست ایستاد و کسی را جز همان زن ندید،فرمود: ((ای زن!کجا شدند کسانی که تو را میخواستند سزا دهند.))

(۱۱)زن گریه کنان در جواب گفت:ای آقا!برگشتند،پس هرگاه از من گذشت کنی،همانا من،به هستی خدای سوگند،بعد از این گناه نکنم.

(۱۲)آن وقت یسوع فرمود: ((فرخنده باد نام خدای.

(۱۳)برو به راه خود بسلامت و بعد از این گناه مکن؛زیرا خدای مرا نفرستاده تا تو را سزا بدهم.))

(۱۴)آن وقت نویسندگان و فریسیان گرد آمدند؛پس یسوع به ایشان فرمود: ((به من بگوئید که اگر یکی از شما صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها را گم کند مگر آن را جست و جو نمیکند در حالتی که نود و نه تای دیگر را ترک میکند؟

(۱۵)وقتی که آن را پیدا کرد مگر آن را بر دوشهای خود نمیگذارد؟

(۱۶)پس از آنکه همسایگان را دعوت کرد،آیا به ایشان نمیگوید که با من خوشحالی کنید؛زیرا گوسفندی را که گم کرده بودم پیدا کردم؟

(۱۷)حقاً که چنین خواهد کرد.

(۱۸)همانا به من بگوئید که مگر خدای انسان را کمتر از گوسفند دوست میدارد و حال آنکه خود برای او جهان را آفریده؟

(۱۹)سوگند به هستی خدای که در حضور فرشتگان خدای اینچنین سروری رخ خواهد داد،وقتی که یک گنهکار توبه میکند؛زیرا گنهکاران رحمت خدای را آشکار مینمایند.

*

پ.ن:

انجیل برنابا. فصل دویست و یکم

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]