۱۳۸٦/۱٠/٢٠
آدمای آهنی
بذارین نوحه براتون بخونم محرمه
بعضی وقتا فرصت عاشقیا خیلی کمه

بعضی وقتا آدما رو توی آتیش میذارن
اگه شعله ور نشن از تو آتیش در میارن

میشه تو معرکه باشی بی خبر بیرون بیای
پا توی آتیش بذاری هیزم تر بیرون بیای

آدمای با صفا بیاین بریم سینه زنی
از ته دنیا رسیدن آدمای آهنی

اونایی که حرمت عطر گل یاس و ندارن
پیچ و مهره هاشونو وا کنی احساس ندارن

نمیدونن زیر گنبد بوی آسمون میاد
وقتی گل وا میشه از مناره ها اذون میاد

بذارین چیزی بگم که سنگا فریاد بزنن
اونایی که کربلا میخوان برن داد بزنن

گاهی پیش عباسه گاهی حسینیه این روزا
دل پاره پاره بین الحرمینه این روزا

/ عبد الجبار کاکایی
*
شعر خواهم گذاشت اینجا تا عاشورا
*
هر روز یک شعر
ان شاء الله
محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]