۱۳۸٧/۱/٢۸
کچ پیله!

همین هفته پیش بود که داشتیم سر زمین عمه مان از ایشان می پرسیدیم که عمه جان هیچ حواستان هست که دیگر هیچ اثری از درختان توت نیست!؟
و عمه مان به دو تا نهال اشاره کرد و گفت از آن توتستان تنها همین مانده است.
*

 

کرم ابریشم

امروز هم که دوستی گفت که کرم های ابریشم در پنجاه و شش روز ، هشتادوشش هزار برابر خود غذا می خورند
یاد روزهای کودکی مان افتادیم و پدر بزرگمان، که داسش را می زد کنار کمر بندش و راه می افتاد توی توتستانش و ما هم می لولیدیم توی دست و پایش و شاخه های توتی را که می داد دستمان مرتب می گذاشتیم روی شاخه های دیگر و توی این فاصله توتهایش را می کندیم و می خوردیم.
بعد برگ توت ها را پدر بزرگ می گذاشت روی دوشش و می رفتیم بالای تلمبار و یکی یکی و آهسته شاخه ها را می گذاشتیم روی کرم ها.
با احتیاط بین چوب های موازی راه می رفتیم و به صدای خوردن کرم های ابریشم گوش می دادیم و دهانشان را می پاییدیم که چطور برگ ها را می خورند
و این کار هر روز مان بود توی همان پنجاه و شش روز کذایی و روز های آخر که کرم ها داشتند پیله می شدند دسته های کلش را که به شکل فانوس درست کرده بودند می گذاشتیم روی کرم ها تا کرمها در جای تمیزی پیله شوند.
شاخه های بید را همی گذاشتیم. و دیگر تا چند روز صبر می کردیم.
و بعد همه چیز مهیا می شد برای روز کچ وچینی؛
(kach vechini)
روزی، که همه می دانستند باید بیایند و پیله ها را از لابه لای کلشا و چوب های بید و شاخه های توت بیاورند بیرون.
پیله های سالم را جدا بگذارند و پیله های شله(نرم و شل) را جدا.
بعد هم پیله ها می گذاشتند توی ماشین و می بردند آستانه می فروختند.
*
قبل تر ها که هنوز صنعت تبدیل ابریشم به نخ راه نیافتاده بود گویا خود کشاورزان پیله هایشان را تبدیل به نخ می کردند و انگار پیله ها را می گذاشتند توی اب جوش و بعد با مشقت بسیار و با یک دستگاه ساده پیله ها را تبدیل به نخ می کردند.
*
به آن دسته های کلش که مثل فانوس بود می گفتند کوپیته
koopite
و به شاخه های بید و درختان دیگری که می گذاشتند روی نوغان می گفتند ژگر
zhegar
به خود کرم ابریشم کچ پیله گفته می شد.
Kache pile
*
کرم های ابریشم در ابتدا تخم های ریزی بودند و البته هستند! شبیه دانه های باروت. سیاه و گرد و دوست داشتنی.
اینها را اداره کشاورزی می چید توی جعبه های کوچک سفیدی که کمی بزرگتر از شکلات های تخته ای هستند.
پدر بزرگ اینها را آهسته در می آورد و می چید توی کالبی ها. ـ
kalebi
کالبی جعبه های بود که برای دودی کردن برنج استفاده می شد
و بعد جعبه ها را می گذاشت توی روی یک چهار پایه و هر پایه چهار پایه را هم توی یک ظرف آب می گذاشت که مبادا مورچه برود لای نوغانها.
یکی دو هفته بعد کرم ها از تخم در می امدند و آنقدر بزرگ می شدند که می توانستی آنها را بگذاری بالای تلمبار.
و دیگر از اتاق درشان می آوردند و می گذاشتند توی تلمبار.
توی تلمبار هم البته نوغان ها آنقدر ها آسوده نبودند.
اصلا برای این پرندگان کرم خوار چه کرمی لذیذ تر از کرم های سفید و چاق و چله ابریشم!؟ برای همین تمام منفذ های تلمبار را می بستند. و گاهی برای احتیاط بیشتر یک کلاغ را که قبلا کشته بودند و برای این کار آماده کرده بودند آویزان می کردند کنار تلمبار.
موش ها رفتنشان به بالا سخت بود. اما جلوی کر روف را نمی شد گرفت.
کر روف یا مار شیشه ای مار زرد رنگی است که گویا تنها در شمال کشور یافت می شود.
kareroof
مار جالبی است دندان ندارد و پروانه و حشره می خورد.ـ

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]