۱۳۸۳/۱۱/٢٩
حج دريای معارف الهی

حج دريای معارف الهی

بزرگترين درد جوامع اسلامي اين است كه هنوز فلسفه واقعي بسياري از احكام الهي را درك نكرده‌اند‏،‏ و حج با آن همه راز و عظمتي كه دارد هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بي حاصل و بي ثمر باقي مانده است.‏ يكي از وظايف بزرگ مسلمانان پي بردن به اين واقعيت است كه حج چيست و چرا براي هميشه بايد بخشي از امكانات مادي و معنوي خود را براي برپايي آن صرف كنند‏.‏ چيزي كه تا به حال از ناحيه ناآگاهان و يا تحليل‌گران مغرض و يا جيره خواران به عنوان فلسفه حج ترسيم شده است،‏ اين است كه حج يك عبادت دستجمعي و يك سفر زيارتي سياحتي است.‏ به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايه داري و كمونيسم ايستاد‏!‏ به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند‏!‏ به حج چه كه بايد براي فشارهاي روحي و جسمي مسلمانان چاره انديشي نمود‏!‏ به حج چه كه مسلمانان بايد به عنوان يك نيروي بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمايي كنند‏!‏ به حج چه كه مسلمانان را عليه حكومت‌هاي وابسته بشوراند‏،‏ بلكه حج همان سفر تفريحي براي ديدار از قبله و مدينه است و بس‏! ‏ و حال آن كه حج براي نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظ‌ها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك،‏ انسان به خدا نمي‌رسد‏.‏

حج كانون معارف الهي است كه از آن محتواي سياست اسلام را در تمامي زواياي زندگي بايد جستجو نمود‏،‏ حج پيام آور و ايجاد و بناي جامعه‌اي به دور از رذايل مادي و معنوي است،‏ حج تجلي و تكرار همه صحنه‌هاي عشق آفرين زندگي يك انسان و يك جامعه متكامل در دنياست،‏ و مناسك حج مناسك زندگي است و از آن جا كه جامعه امت اسلامي از هر نژاد و مليتي بايد ابراهيمي شود تا به خيل امت محمد صلي الله عليه و آله و سلم پيوند خورد و يكي گردد و يد واحده شود‏،‏ حج تنظيم و تمرين و تشكل اين زندگي توحيدي است.‏ حج عرصه نمايش و آيينه سنجش استعدادها و توان مادي و معنوي مسلمانان است.‏

حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره مند ‌مي‌شوند ولي انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اسلامي اگر دل به درياي معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرورفتن در احكام و سياست‌هاي اجتماعي آن نترسند‏.‏ از صدف اين دريا‏،‏ گوهرهاي هدايت و رشد و حكمت و آزادگي را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت،‏ ولي چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد‏،‏ كه حج بسان قرآن مهجور گرديده است،‏ و به همان اندازه‌اي كه آن كتاب زندگي و كمال و جمال در حجاب‌هاي خودساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرا آفرينش در دل خروارها خاك كج فكري‌هاي ما دفن و پنهان گرديده است و زبان انس و هدايت و زندگي و فلسفه زندگي ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است،‏ حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است،‏ سرنوشتي كه ميليون‌ها مسلمان هر سال به مكه ‌مي‌روند و پا جاي پاي پيامبر و ابراهيم و اسماعيل و هاجر ‌مي‌گذارند‏،‏ ولي هيچ كس نيست كه از خود بپرسد ابراهيم و محمد عليهم السلام كه بودند و چه كردند‏،‏ هدفشان چه بود‏،‏ از ما چه خواسته‌اند؟ گويي به تنها چيزي كه فكر نمي‌شود به همين است.‏

مسلما حج بي روح و بي تحرك و قيام،‏ حج بي برائت،‏ حج بي وحدت و حجي كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد‏،‏ حج نيست،‏ خلاصه همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنه‌هاي زندگي‌شان كوشش كنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاي صحيح و واقعي از فلسفه حج همه بافته‌ها و تافته‌هاي خرافاتي علماء درباري را به دريا بريزند‏.‏

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]