۱۳۸٢/٥/۱۸
 

بسم الله الرحمن الرحيم

خدايا

اخلاص! !! اخلاص

و مي دانم اي خدا مي دانم كه براي عشق زيستن و براي زيبايي و خير مطلق بودن چگونه آدمي را به مطلق مي‌برد چگونه اخلاص اين وجود نسبي را اين موجود حقيري راكه  مجموعه اي از ضعف ها و احتياج ها و انتظارهاست  مطلق مي كند در برابر بي شمار جاذبه ها و دعوت ها و خطر ها ضررها و ترس ها و وسوسه ها و توسل ها و تقربهاو تكيه كاهها و توفيق ها و شكست ها و شادي ها و غم هاي همه حقير كه پيرامون وجود ما را فرا گرفته اند وهمچون انبوهي از گرگ ها و روباه ها و كرم ها و كركس ها بر مردار بودن ما ريخته اند و دمادم ما را بر خود مي لرزانند با يك خود خواهي عظيم انقلابي كه معجزه ذكر است و زاده كشف بندگي فروتنانه خويشتن خدايي انسان است ناگهان عصيان مي كند عصياني كه با انتخاب تسليم مطلق به حقيقت مطلق فرا مي رسد و از عمق فطرت شعله مي كشد و سپس با تيغ بودا وار بي نيازي و بي پيوندي و تنهايي  مجرد ميشود و آنگاه از بودا هم فراتر ميرود و بادو تازيانه نداشتن و نخواستن همه آن جانوران آدمخوار را از پيرامون انسان بودن خويش مي تاراند و آنگاه آزاد سبكبار غسل كرده و طاهر پاك و پارسا خود شده و مجرد و رستگار انسان شده و بي نياز به بلندترين قله معراج تنهايي مي رسد و آنجا همه من هاي دروغين وزشت را كه گوريست بر جنازه آن من خوب و زيبا و پاك كه از چشم خويش نيز مجهول و از ياد خويش نيز فراموش است فرو مي ريزد

دکتر علی شريعتی 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]