۱۳۸٤/۳/٢٠
دلتنگ
سخت دلتنگم، دلتنگم، دلتنگ از شهر
بار كن تا بگریزیم به فرسنگ از شهر
بار كن، بار كن، این دخمه طراران است
بار كن، گر همه برف است اگر باران است
بار كن دیو نیم، طاقت دیوارم نیست
ماهی گول نیم، تاب خشنسارم نیست
من بیابانی‌ام، این بیشه مرا راحت نیست
بار كن، عرصه جولان من این ساحت نیست
كم خود گیر به خیل و رمه برمی‌گردیم
بار کن جان برادر همه برمی‌گردیم

اشتران را یله سازید ستوران را هم
کاهلان را بگذارید شروران را هم
هان که بی‌تاب و هوس‌باره مبادا با ما
گول و مأیوس و شکم‌خواره مبادا با ما
غافلان نیک نخسبند که کام‌اندیشند
عاقلان نیز بمانند که خام‌اندیشند
عاشقان دست برآرند و عنان برتابند
به فلک می‌رود این قافله تا دریابند
به فلک می‌رود ای قوم اگر آگاهید
در پی روح خدا سبط رسول اللهید
ساروان اوست، فلک جاده، ملک چاووشش
بر گذرگاه نشان است و علم بر دوشش
به فلک می‌رود این قوم که کین بستاند
داد مظلوم از این چرخ برین بستاند

هله ای قوم شنیدید عنان برتابید
وقت تنگ است و فراخ است کران، دریابید
مقصد ما وطن است آی غریبان زمین!
وقت شد تا بگذارید گریبان زمین
آی چاووش دمت گرم به آواز بخوان
صعب دیر است مبر وقت، بخوان باز بخوان
هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله

محمدعلی معلم دامغانی


محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]