۱۳۸٤/٤/۱۸
ما چی شديم؟

پريروز پير زن نا مرتبی صدايم کرد : جوان! بيا کارت دارم!

دستم را در جيبم کردم و خواستم پولی بدهم!

ديدم پرسيد که حاجی آباد همين جاست!؟

يک لحظه به خودم گفتم پسر چه موجودی شدی؟ اين قدر کم تحمل! اين قدر ظاهر بين!

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]