۱۳۸٤/٤/٢٦
من با آرايش مخالف نيستم!

چند مساله کاملا بی ربط

1- یادش به خیر! مدرسه حافظ. با حیاط کوچکش و کلاس‌هایی که به سبک خانه‌های قدیمی دور تا دور حیاط ساخته شده بودند. با یک ایوان سراسری. و معلم کلاس اولمان آقای دانش که با بچه‌ها وسط مدرسه فوتبال می‌کرد.

دبستان حافظ تاسیس هزار و سیصد و چهل و نمیدانم چند یا شاید حتی هزار و سیصد و سی و چند. چندان درست یادم نیست که سال تاسیسش چند بود، آخر از آن تابلوی رنگ و رو رفته دم در مدرسه که لابد مربوط می‌شد به دوره اعلی حضرت و شاید فقط داده بودند و روی شیر و خورشیدش یک الله سفید کشیده بودند چیز بیشتری هم نمی‌شد بدست آورد.

تازه سالش هم زیاد مهم نیست مهم این است که پدرم، مادرم، عموهایم، عمه‌هایم، خاله‌هایم و تمام اقوامم گذرشان به آنجا خورده است. نه تنها آنها که تمام آدمهایی که در شهر کمتر از 60 سال سن دارند گذرشان به آن مدرسه افتاده است. حتی دخترهای فامیل.

 

2-هر روز یک بار برای رفتن و یک بار در راه برگشتن می‌دیدمش من و تمام پسر عموهایم و همه ده پانزده نفر دیگری که با هم از محله‌مان برای رفتن به مدرسه راه می‌افتادیم اما آنهای دیگر یا سوادش را نداشتند یا جراتش را که بخوانند و لابد وقتی محمد نمی‌تواست بخواند آن وقت هیچ کس دیگر در دبستان حافظ قدرت خواندنش را نداشت. آخر محمد بهترین دانش آموز مدرسه بود، حتی آقای دانش می‌گفت محمد باهوش ترین دانش آموزی است که تا بحال داشته است این را همین اواخر که دیدمش و از من جویای احوالش شد هم به من گفت.

می‌گفتم، هر روز من و محمد با هم تقلا می‌کردیم تا بخوانیم جمله اولش راحت بود ولی دوتایش خیلی سخت بود اصلا نمی‌شد کاری کرد در هیچ کتابی هم که نبود تازه اصلا معنایش را هم نمی‌دانستیم. تا همین چند سال پیش هم نمیدانستیم.

کلی با هم تقلا کردیم که پَ است یا پُ یا اصلا پِ .

بالاخره از مادرمان پرسیدیم و خوانش درست واژگان را یاد گرفتیم. محمد درست خوانده بود میزانپلی بود. مشکل حل شده بود ولی معنایش را نمیدانستیم.

آرایشگاه عروس کوپ میزانپلی مش توالت عروس.

بماند.

3- پارسال در دانشکده یکی از همکلاسی‌ها صدایم کرد که فلانی در نظر سنجی شرکت می‌کنی؟ گفتم چرا نکنم. گفت بیا و این برگه را پر کن تازه داشتم خودکارم را در می‌آوردم که دیدم برخلاف نظرسنجی‌های دیگر سیاسی نیست و درجا شستم خبر دار شد که بله رفیق ما هم کار دست خودش داده. گفتم فلانی این نظر سنجی مال چیست؟ گفت برای یکی از دوستان است که علوم اجتماعی می‌خواند. گفتم خدا دوستان را نگهدارد. فهمید که فهمیدم. خندید. گفت نه بابا از اون دوستان نیست. گفتم مگر من گفتم از آن دوستان است. باز خندید. (البته چه می‌شود کرد جوانند و جویای نام و نان و قس علی هذا.)

یک برگه بود با تعدادی سوال که هر سوال یک واژه بود در باره یکی از این به اصطلاح موضوعات تهاجم فرهنگی و می‌خواست ببیند که هر کس تا چه میزان می‌داند که اینها چیستند. مثلا می‌پرسید راک یک نوع لباس است یا مدل موست یا موسیقی است یا چیزهایی شبیه به این.

یادم است که در حل این مسائل پیچیده به نسبت باقی دوستان حقوقی خیلی فرزتر بودم و بسیاری را می‌دانستم منتها در چند مورد سوتی دادم. یکی از این موارد های لایت بود. یادم است که هیچ کدام از ما چند نفر نمی‌دانستیم های لایت چیست. حتی توزیع کننده سوالات هم نمی‌دانست اگر چه باید بر اساس ظاهرش می دانست! بعدها که یک روز او را با مادرش در خیابان دیدم فهمیدم که چرا نمی‌دانست! بگذریم.

آن روزها تازه شلوارهایی مد شده بودند که دوطرفش دو نوار باریک روشن داشت و من هم از همه جا بی‌خبر گمان کردیم که های لایت باید چیزی باشد در مایه‌های همین شلوارها و نوشتیم که نوعی مد لباس است. ولی از آنجا که مطمئن نبودم بعدتر رفتم و سوال کردم، فهمیدم که یک جور آرایش مو است.

حقیقتش به من برخورد. و ناراحت شدم که چرا نمی‌دانستم.

4- گاهی که با دوستان بیرون می‌رفتیم و یا در گذر همدیگر را می‌دیدیم و می‌ایستادیم و صحبت می‌کردیم، می‌دیدم که می‌گفتند محسن این دختره را می‌شناسی و من می‌گفتم نه! می‌دیدم که بچه‌ها می‌گویند این که هم دانشکده‌ای شماست چطور نمی‌شناسیش. من غالبا بهانه می‌آوردم که اینها معمولا در دانشکده در مد دانشجویی هستند و بعد که در خیابان از مد دانشجویی به مد دختران معمولی در می‌آیند برای ما که استعداد کمی داریم و معمولا دقت هم نمی‌کنیم سخت است که به جا بیاوریم.

5-حالا دیشب که به خانه برگشتم دیدم کف اتاق یک برگه افتاده است. برداشتم دیدم برخلاف معمول که یا کلاس زبان است و یا کلاس آموزش کامپیوتر یا فروش اقساطی کامپیوتر، تبلیغات یک موسسه آرایش و زیبایی است به نام غوغا که الحق فکر می‌کنم غوغا باشد.

باور ندارید.

بخوانید

 

 

 

 

غوغا

کلیه خدمات آرایشی

آرایش دائم

گریم عروس

مشاوره زیبایی

 

میک آپ و گریم عروس

شینیونهای فانتزی

بافت آفریقایی

کوپهای پیتاژ و فانتزی

لولایت های لایت سان لایت دارک لایت مووی لایت هالف لایت لایتهای رنگی لایتهای بارانی و لایتهای برفی

مش اسپاچولا- دیکسون و مش شابلونی

کاشت ناخن فرنچ- کاشت مژه رنگ مژه

انواع طرح های متنوع روی ناخن

اپیلاسیون و پاکسازی پوست و پیلینگ

هیدرادرمی-ماسکهای جدید محصولات یانسن

سولاریوم(برنزه نمودن پوست بدن با دستگاههای مدرن بدون نور آفتاب)

 

6- حالا فکر میکنم که چندان آدم بی دقت و بی استعدادی هم نیستم.

7- سوال هوش!

گریم عروس با آرایش عروس چه تفاوتی دارد؟

8- معنای این واژه‌ها چیست؟

9- هزینه استفاده از یک چنین چیزهایی چقدر است؟

10- ما چقدر چیز لایت داریم و من نمی‌دانستم!

11- بنده با آرايش مخالف نيستم!

۱۲-شما با خواندن این متن به قدر نیم ساعت وقت خود را مفت و مسلم از دست داده اید.

 

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]