۱۳۸٤/٧/٥
 

پسرک داشت با سرعت از کنار مرد رد ميشد.

مرد بيهوا برگشت دستش خورد به دست پسرک. مرد گفت: آخ دستت سوخت. پسرک گفت: نه اونقدر که دلم واسه سيگارت سوخت!

محسن

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]