نبرد سنگها و سگ ها

این روزها گویا که هیچکس به یاد فلسطین نیست من اما پریشانم و دل پر درد این شعر از شاعر گیلانی و لنگرودی را برای شما میگذارم باشد که یادی از رزمندگان اسلام در قدس این سرزمین زخمدیده باشد

سرزمین زخم

ای سرزمین زیتون

ای سرزمین انجیر و نخل

ای سرزمین زخم فلسطین

دیریست

بوی بهار نارنجت

در بوی تند باروت

ناپیداست

و شهر باستانی

تو قدس عزیز

این زادگاه پاک رسولان

هر روز نو به نو

پامال چکمه های شیاطین است

***

تو ایستاده ای بر صخره ای که حضرت آدم از آن

بالا رفت

و با خدای خویش سخن گفت

تو ایستاده ای

در خانه ای که حضرت خاتم در آن

آمد فرود در شب معراج

مظلوم من فلسطین

تو چون مسیح و مریم

پاک و مجردی

و دشمنت

سرچشمه های تمام پلشتی هاست

برخیز و باز

در رود انتفاضه صدایت را

پرتاب کن

منشور اعتراض تو سنگ است

سنگ

سنگ

در پاسخ تفنگ

مظلوم من فلسطین می دانم

دیریست آرزوی رهایی

هر روز

در بهت چشمهای تو همراه آفتاب

از باغهای زیتون

سر می زند

و در مدیترانه

مدفون می شود

اما

فردا بدون تردید

آزادی زیباتر از شکوفه زیتون

در باغ انتظار تو خواهد شکفت

***

ای سرزمین خون و حماسه

نام تو تا همیشه تاریخ زنده باد

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
سيد على

ببخشيد! آقا مرتضی اکبری (ايرانی عاشق!) به زبان و رسم الخط فارسی تسلط ندارند! فرموده اند:(عرض کنم که به دليل تسلطم به زبان انگيليسی می خواستم به اين زبان مطالبم بنويسم اما با توجه به اين که بلاگ مربوط به ايران و برای ايرانی نظرم عوض شد و فارسی نوشتم) به نام پر زرق و برق وبلاگشان http://javananiranzamin.persianblog.ir (جوانان ايران زمين!) نگاه نکنيد! ايشان به زبان انگليسی مسلط هستند و از آن سوی مرزها برای جوانان ايران زمين (شيادی از آن سوی مرزها) نوشته و به اعتقادات مردمان و جوانان آن توهين فرموده اند. پس موضوع بالاتر از بيسوادی است! چرا گير می دهيد؟!!! ايشان در خارج از کشور علم مبارزه برافراشته و فرياد آزادی طلبی و استقلال خواهی سر داده اند و ناگهان فهميده اند که بهتر است برای جلب توجه بيشتر بجای توهين و نفرين به اين و آن به خدا و پيامبر و امامان بد و بی راه بگويند شايد کسی پيدا شود و به اين موجود پر فضيلت توجه بيشتری کند.

zorba

ميدونيد چيه؟ يه مثال قديمی هست که ميگن وقتی ادم روی درخت هست ميوه های دور و بر دست خودش رو نميبينه!!!!!!!! اين رو در ابتدا عرض کردم تا خاطر نشان کنم وقتی در کشور خودمون همه مردم با هم بر سر جنگ هستند(نه جنگی با اسلحه اما خونبار تر از جنگهای تسليحاتی) چرا ما بايدبرای کشورهای ديگه ناراحت باشيم----چه شده که اعراب که هميشه دشمن ما ايرانيها بوده اند به يکباره به دوستی صميمی بدل شدند؟ مگر نه اينکه همين اعراب بودند که کتابخانه های ما را سوزاندند؟ مگر نه اينکه همينها بودند که بناهای مارا خراب کردند و به جايش نوع ساختمانهای خود را به جای انها نشاندند تا همراه انها فرهنگ خود را به اين مرز و بوم چيره کنند؟ و هزاران مگر و اما و ....بياييم اول هموطنان و هم نسلان خود را دريابيم و بعد به فکر همنوعان ديگر باشيم---برقرار باشيد و سرفراز