امروز چه روزیه؟

امروز چه روزیه؟
اصلا چرا برای امروز یک جا تو تقویم خالی کردن؟ من نمیفهمم؟ تمام مشکلات ما از همین تقویم ها و ساعت هاست. چقدر خوب بود یک روز مینشستیم و همه تقویم ها رو پاره میکردیم.
*
فردا چه روزیه؟
*
کسی یه تعمیرگاه خوب واسه پنچر گیری سراغ نداره؟ چهار چرخه پنچر کردم!
*
یه رومان خوندم سر تهش این دو تا جمله بود:
حساب کردن رو عقل دخترها احمقانه تر از حساب کردن رو عواطف و احساساتشونه!
هر دختری رو میشه فریب داد زرنگ کسیه که راهه در رفتن رو بلد باشه!
*
مجید خان ما هم یه دردیمون شده. نوشتنمون نمیاد.
البته به وبلاگت سر میزنم.
*
یکی از بچه ها میگفت سه جور دروغ داریم
دروغ!
دروغ بزرگ!
آمار!
*
فرهاد رفته بود جایی بعد نمیخواست خودش رو معرفی کنه گفته بود من مهندس بیرانی زاده هستم!!!! (شاید هم مهندس نبیرزاده)
*
نمیدونم اگر این «حضرت عباس درمانی»!!!! نبود این روزها چطور به پایان میرسید.
*
سجاد خان ما هم که با این مطلب ترکونده:

«آمده بودی که بهشت باشی عزیز
و توی نگاهت دو تا سیب بود که حوّایت را هوایی می کرد
نچیده می رانیم
ناخدا!!!، زمین من کجاست؟»

باران عدل رو بخونید!

/ 3 نظر / 12 بازدید

سلام عزيز ... چرا گير به روز و تقويم دادی ناز... ديوار کوتاهتر از تقويم نيافته ای برادر... در ضمن از قرار معلوم سوراخ ها زياد شده ... پنچر گيری سراغ ندارم اما اگه چوب پنبه خواستی هست اون هم به تعداد فراوان ... در ضمن اسم دکتر فرهاد پيرانيه ..........ناخدا زمين ما(!) کجاست...

فاطيما

سلام خوبی؟ اميدوارم هميشه خوب و خوش باشی ما که به وبلاگ شما سر ميزنيم ولی مث اينکه شما سرتون حسابی شلوغه در ضمن شرمنده هيچی از اين پست نفهميدم(متوجه نشدم) راستی من آپ کردم قالب وبلاگمو هم تغيير دادم ببين خوشت مياد

مجيد

سلام يه دکتر خوب سراغ دارم خواستی بگو