قصیده تو

به بام بر شده ام از سپيده ي تو بگويم
اذان به وقت گلوي بريده ي تو بگويم
اذان به وقت گلويي که قطعه قطعه غزل شد
غزل غزل شده ام تا قصيده ي تو بگويم
غزل غزل شده ام اي شهيد عشق که چون گل
ز عاشقان گريبان دريده ي تو بگويم
هزار مرتبه آتش شدم ، نشد که غروبي
ز خيمه هاي به آتش کشيده ي تو بگويم
خوشا هماره نمازي که حمد ، مدح تو باشد
به جاي سوره صفات حميده ي تو بگويم
به بام بر شده ام با عقيق _ آينه _ سبزه
مگر ز ديدن ماه نديده ي تو بگويم
به بام بر شده ام تشنه – با صداي بريده
اذان به وقت گلوي بريده ي تو بگويم

/گمانم شاعرش قزوه باشد

/ 1 نظر / 8 بازدید
گنجینه

سلام خسته نباشید.خوش حال میشم به وبم سربزنید ونظربدید.حتما.منتظرحضورگرمتون هستم